2017-11-12

به یاد دوست جانم

بچه که بودیم دو دوست بسیار صمیمی و مهربان و همدرد و همراز هم بودیم. با هم مشق می نوشتیم . با هم بازی می کردیم و با هم سربه سر کوچکترها می گذاشتیم. در عالم کودکی مان زندگی شاد و بی غمی داشتیم. یکی از نگرانی های جدی ما ، اوضاع  کارنامه هایمان بود. معدل یا نمراتی که قابل قبول مادرانمان نبود کتک جانانه ای برایمان به ارمغان می آورد. برای تسکین خودمان به مصداق چوب معلم گله هر کی نخوره خله ، ما هم می گفتیم چوب مامان جون گله هرکی نخوره خله. یادش به خیر خشم مادرمان ، حیاط خانه و فرارمان به گوشه ای از حیاط و چشم به انتظار پدر ماندن ، این ناجی  ، این قهرمان روزهای کودکی مان ...
ادامه مطلب در سایت قایاقیزی

انگور



2017-10-31

برای ارونقی کرمانی و ر. اعتمادی

یادش به خیر بچه که بودیم ، تلویزیون و ماهواره و اینترنت و … نبود. کتاب هائی که در دست داشتیم ، کتابهای درسی بود .  ماهی یک بار نیز پیک دانش آموز به مدرسه می آمد. پدرم شبها رادویو را باز می کرد و همگی دور هم داشتان شب را گوش می کردیم. مادرم هر هفته مجله جوانان می خرید. خاله ام نیز اطلاعات هفتگی. پس از مطالعه مادر و خاله ، نوبت به ما می رسید. داستانهای دنباله دار ر. اعتمادی و ارونقی کرمانی مورد علاقه همه مان بود. پنج روز اول ازهر ماه قمری خانه همسایه ها به ترتیب مجلس روضه برگزار می شد. روز سوم هم  روضه خوانی در خانه ما برگزار می شد. از این مجلس زنانه قسمت آخرش را ( یعنی بعد از رفتن ملا ) خیلی دوست داشتم.
دنباله مطلب در سایت قایاقیزی

2017-10-28

پرنده من - فریبا وفی


روزی از روزهای آفتابی و دلنشین پائیزی است. با هیجان و دلی خوش سوار قطار می شوم. راه دور و درازی در پیش دارم و اشتیاق دیدار عزیزانم ، صبرم را کم کرده است. طبق معمول بهترین رفیق من ، یعنی کتاب همراه من است. هم سرم به مطالعه گرم می شود و هم زمان زود می گذرد. پرنده من ، بازش کرده و ورق می زنم. این کتاب در سال 1381 منتشر شده و جایزه سومین دوره هوشنگ گلشیری ، جایزه دومین دوره ادبی یلدا و جایزه ادبی مهرگان را از آن خود کرده است. 
« جمعه یعنی صدای نمکی و سبدی و صدای بلندگوی وانتی که بار هندوانه به شرط چاقودارد. جمعه یعنی صدای بلند تلویزیون و دهن دره های کشدار امیر. جمعه یعنی عوض کردن واشر کهنه شیر و درست کردن سیفون دستشویی. جمعه یعنی عصرهای طولانی و بهانه جویی ها. »
سرانجام به صفحه آخر می رسم .
« آیا من هم پرنده ای دارم؟ ولی مگر ممکن است کسی پرنده ای نداشته باشد. این جعفر عشقی هم که با عینک دودی و کاکل فرفری سر خیابان ایستاده ، پرنده دارد. حالا هم دارد زیر لبی سوت می زند، لابد برای پرنده اش.»
*
سایت قایاقیزی
*

johannisbeere

 انگور فرنگی ، قره قات

Die Johannisbeeren

  

2017-10-27

محله میزین مؤمون خانیملاری



راستاکوچه ، تبریزین قدیمکی محله لریندن بیری دیر. اوزون کوچه لریایله، اوزون ، داراشلیق ائن سیز ، بوروخ – بوروخ دربندلری ایله و کوهنه ائو ائشیک لری ، بؤیوک تاختا کوچه قاپی لاری ایله بلاجا ، بؤیوک مئیدان لاری ایله کی محله لرین اورتاسیندادیلار. هر بیرینین ده بیر قیراغیندا بیر بؤیوک قوجا آغاجلاریلا کی گلیب گئده نه گؤز وورورلار.  همان محله کی آجی – شیرین گونلریمیز ، بؤیوک آتالاریمیزین صفاسی ، بؤیوک آنالاریمیزین قوجاغیلا دادلانیب و هله ده دادی داماغیمیزدادیر. اونلاری آللاه رحمت ائیله سین دئیه – دئیه یادا سالیریق و خوش گونلرین یادی ایله آغزیمیز بالا باتیر. همان خوش گونلری کی قورتولوب ، توز اولوب ، گئدیب . اونلاردا بیر قورو خاطره بیر دادلی داماق قالیب.
یازینین قالانی قایاقیزی سایتیندا
*

2017-10-09

زنگ انشا - فصل پاییز را تعریف کنید

زنگ انشا ، همگی دفاتر انشایمان را روی نیمکت گذاشته و منتظر شدیم تا خانم معلم یکی یکی صدا کند و ما انشایمان را جلوی تخته سیاه بخوانیم و خانم معلم نمره بدهد. موضوع انشا مثل هرسال تکراری بود. از کلاس سوم و چهارم و پنجم و ششم ، اول فصل های سال را تعریف می کردیم. سپس به « علم بهتر است یا ثروت »می رسیدیم. بعد از تعطیلات نوروزی هم نوبت به « تعطیلات را چگونه گذرانده اید ؟» می رسید.
ادامه مطلب در سایت قایاقیزی

2017-10-07

کفن سفید ذوالجناح


صبح عاشورا ، دوست جان آمد و گفت : دختر چرا نشسته ای ؟ ذوالجناح همسایه را آماده کرده اند. بیا تا شلوغ نشده برویم و نواری از کفن بگیریم. اگر شلوغ شود نمی دهند.
پرسیدم :« نوار کفن اسب را می خواهیم چه کنیم.»
ادامه متن در اینجا

2017-10-05

عزرائیل و مریض



عزرائیل :
منی مامور ایلیوب خالق سبحان حــاج آقا
قبض روح ایتماقا گلدیم سنی الان حـاج آقا
ویردی مستنطق رحلت منه فرمان حـاج آقا
وقت قورتاردی نفس چکماقا قادر دگیرسن
آلورام جانیوی سس چکماقا قادر دگیرسن
مریض: 
آی علی ، آی ولی ، آی وای ، دورن اوغلان آیاقا
کیمدی بو بی ادبانه بیله گیردی اطاقا
بو صفتده بشر اولماز باشی بنزیر بالاقا
نه سلام ایتدی ، نه تعظیم ، عجب هیوره دی
چاتدادی باغریم اماندی بونه بد منظره دی
*
ادامه شعر در اینجا

2017-09-21

به یاد فریدون مشیری

یکی از روزهای سرد پاییزی بود. من و مهناز و مهرناز و پریناز دور هم نشسته و از این در و آن در صحبت می کردیم. مهرناز کاستی را که تازه خریده بود نشانمان داد و باز کرد و گفت :« ببینید چه محشری به پا کرده اند.» پرسیدیم :« چه کسانی ؟» گفت :« مشیری و شجریان. گوش کنید.» موزیک شروع شد و بعد از لحظاتی شجریان لب به آواز گشود.
پر کن پیاله را
کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها
که در پی هم می شود تهی
*
ادامه متن در سایت قایاقیزی

گل ها - حسن یوسف

 تصویر بالا حاصل کاشت بذرهای حسن یوسف است.
قلمه های حسن یوسف که داخل آب ریشه دار کرده ام.




2017-09-13

عطر خوش اطلسی


بچه که بودیم تبریز بزرگ نبود. بین ائل گؤلی ( شاهگلی سابق ) و شهر این همه آپارتمان نبود. شاهگلی در آن استخر بزرگ و ساختمان وسطش و پله ها و درختان فراوانش خلاصه می شد. هوای صاف و تازه اش ، نسیم خنک شبانگاهش مردم را به گذراندن یک روز خوش تعطیلی دعوت می کرد. خرداد تمام می شد و ما بچه ها فارغ از درس و مدرسه در اشتیاق یک روز خوش در این باغ باصفا پر می کشیدیم. آن زمان تفریح و سرگرمی ما رفتن به ائل گؤلی ، باغ گلستان ، سینما بخصوص که فیلم فردین و فروزان و ظهوری نمایش داده می شد. این سه محبوبترین های ما بودند. داستان شب رادیو و صبح جمعه برنامه های دلخواه رادیوی ما بودند. تلویزیون بعد ها به خانه ها راه پیدا کرد . عصرها برنامه داشت. آن اول ها مردم موافق با خرید آن نبودند.
ادامه متن : در سایت قایاقیزی



زنگ تفریج

 شال سه گوش قلاب بافی

دنیای زیبای ضرب المثل ها

ضرب المثل ها جملات کوتاه خوش آهنگ یا تک بیتی یا تک مصراع هایی هستند که بجز زیبا و دلنشین سازی جملات کاربردهائی اصلی در سخنان ما دارند. وقتی نمی خواهیم حرفمان را به طور مستقیم و صاف و پوست کنده به طرف مقابل بگوئیم از ضرب المثل استفاده می کنیم. ضرب المثل ها ریشه در ماجراهای تاریخی و احساسی و دینی و قومی و آداب و رسوم ما دارند
*
ادامه متن در سایت قایاقیزی



2017-08-31

Der Geldbaum = گیاه یشم



گیاه یشم  یا « کراسولا »که به آن درخت شانس یا درخت پول نیز می گویند ، از گیاهان آپارتمانی است و در مقابل سرمای زمستان آسیب پذیر است.  گیاهی گوشتی و همیشه سبز است و برگهایش براق و ضخیم است. به آب کم احتیاج دارد و نگهداری اش آسان است. این گیاه نور آفتاب را تحمل می کند ، اما بهتر است که جلوی نور مستقیم نگذاریم.  برای تکثیر این گیاه ،  کافی است که یکی از برگهایش را به آرامی از گیاه جدا کرده و روی خاک قرار دهیم . بعد از دو یا سه هفته هم ریشه دار می شود و هم گیاه جدید به وجود می آید. همچنین می توانیم شاخه ای از آن را جدا کرده و داخل آب گذاشته و ریشه دار کنیم.